تبليغاتX
هری پاتر
طلسم ها و ورد های جادویی
  1. جادوی قبلی پيش
  2. محوشو
  3. اينکانتاتم
  4. اکسيو...
  5. ايمپديمنتا
  6. پتريفکوس توتالوس
  7. اينسنديو
  8. آگوامنتی
  9. لوموس
  10. آلوهومورا
  11. ارکيديوس
  12. آويس
  13. لپندور
  14. ريديکيولس
  15. ودی - زدی
  16. سکتوم سمپرا
  17. له جی لی منس
  18. وينگارديوم لوی يوسا
  19. فرولا
  20. موبيليکورپوس
  21. اکسپکتوپاترونوم
  22. اکسپليارموس
  23. آوداکداورا(اجی مجی لا ترجی)
  24. کروشيو(بشکنج)
  25. ايپريو(گوش به فرمان)
  26. بگيج
  27. بپخش
  28. بفراموش
  29. ريکتوسميرا
  30. تارانتالگرا
  31. فاينيت
  32. سر پنسورتيا
  33. مورس موردر
  34. بسست
  35. سيستم آپراته
  36. فورآليوکسی
  37. بزرگ شو
  38. کوچک شو
  39. جدا شو
  40. پريکلا
  41. بطنين
  42. اکسپلی ميوس
  43. کولوپورتوس
  44. آناپندو
  45. گرينت
  46. استيوپفای
  47. ان بن لگوس
  48. بکاه
  49. لوکوموتور مورتيس
  50. اپيسکی
  51. ريله شيو
  52. دی فيندو
  53. ريپارو
  54. مافلياتو
  55. له وی کورپوس
  56. ليبرا کورپوس
  57. پروته گو
  58. اسکر جيفای
  59. لوکوموتور ترانک
  60. فرورتو
  61. آستريو پارموس
  62. دراکم درميندو
  63. پانيتو آنتی گو آزو
  64. افرتی سانترو
  65. سونسوتيا
  66. فالاپی اسنپيريک
  67. ايپرا ايوراسکا
  68. ريداکتو
  69. اسپه سياليس ری وليو
  70. لگنلاک
  71. اکسيووند
  72. آگونيو اگزمی
  73. پورتوس
  74. جهت - ياب
  75. اوپليو اوپت
  76. بومبارد
  77. لاکارنوم اينفلامارا
  78. لوموس سولم
  79. لوموس ماکسيما
  80. ايموبولوس
  81. ماکارنوم اسکايدو
  82. آپارکيوم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 16:28  توسط شادی | 
َضرب المثل های جادویی
1.وزارت خونه ایی که دامبلدور نداره فاج میشه وزیرش

2.کینگزلی زورش به آرتور نمی رسید .می گفت بهش رحم کردم

3.لاکهارت رو به وزارت خونه راه نمیدادند می گفت با وزیر کار داره

4.مرلين تو سوراخ نميرفت چوبدستي به خودش مي بست

5.وقت، گاليونه

6.آب كه سر بالا ميره بدون كه جادويي در كاره

7.اژدها سواري كه ليز خوردن نداره

8.هر چوبدستی رو بهر جادو گری ساختند

9.سوروس از لاکهارت بدش میاد هری از هر دوتاشون

10.دم باریک چی هست که کمکش چی باشد

11.هری در خواب بیند لسترنج کشتن .... گهی کروشیو کند گه آواداکداورا

12.اسنیپ که شکلات پخش کنه بدون دم باریک وفادار شده .

13.برتي بات بخوري بايد پايه مرضشم بشيني

14.مرلین دستش به وزارت نمیرسه میگه کینگزلی وزیره!

15.مرلین در خواب بیند کینگزلی دانه!
گهی با طلسم کشد گه دانه دانه!

16.میازار آرتور که دانه کش است
که جدش در آمریکا هفت تیر کشست!

17.آی مرلین که از کوچه ی بم بسته ی ما میگذری!
دندت نرم!کوچه بن بسته باید دور بزنی!

18.آرتور!در آن شب بارانی کجایی که یادت کنم؟
تلمبه بیارم و بادت کنم!

19.كينگزلي به ديگ ميگه روت سياه

20.كينگزلي زورش نميرسه ميره ولدمورتو مياره

21.ديوار موش داره موش هم ممكنه ورمتيل باشه

22.نجيني از پونه بدش مياد ورمتيل براي تغذيش نون پنير پونه ميذاره

23.هری نمیر سپتامبر میاد , معجون سازی و هاگوارتز میاد

24.به مرلین میگن شاهدت کیه میگه ارتور

25.اومدیم جادشو باطل کنیم زدیم جاودانش کردیم

26.هیپوگریف یه پا داره

27.فلیچ بلد نیست جادو کنه میگه چوبش شکسته

28.قسم ریش مرلین رو باور کنیم یا شنل ولدمورت رو؟

29.ولدمورت چیه که مرگ خوارها چی باشن!

30.هر چوبي جادويي داره

31.ولدمورت دستش به هري نميرسه ميگه چوبدستي اشكال داره

32.مالفوی حیله نریز واسه هری اول خودت دوم هری

33.هر سياهي كينگزلي نميشه

34.جارو سواري كه دولا دولا نداره.

35.هركي دوئل مي كنه بايد پاي لرزشم بشينه.

36.تك شاخ ما از كرگي شاخ نداشت.

37.ماهی مرکبو هر وقت از آب بگیری تازس!

38.آمبریج رو تو مدرسه راه نمیدانن سراغ مدیریت رو گرفت!

39.هیپو گریف همسایه اژدهاست!

40.مالفوی معجون درست میکنه، اسنیپ میگه قربون اون معجون درست کردنت برم!

41.امتیازو آخر ترم میشمرن

42.جادوگر گدا از خدا چی میخواد؟ یک جن خونگی

43.گر صبر كني ز غوره معجون مركب سازم

44.ولدی همه را پیرو خود پندارد

45.از نوک چوبدستی افتاده

46.طلسم که دوتا شد جادوگر میشه مشنگ

47.به خاطر یه ماگل در هاگوارتزو نمیبندن

48.طلسم شده از چوب درخت هم میترسه

49.جوبدستي كه دوتا شد صدا ققنوس مياد يا يريرك
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 16:27  توسط شادی | 
علت مرموز بودن اسنیپ و احترام دامبلدور به وی
سلام
امیدوارم که از این نظر من بدتون نیاد ولی خوب نتیجه ای که من بهش رسیدم که ممکنه اشتباه باشه بگذریم.

به نظر من علت احترام دامبلدور به اسنیپ فقط یه چیز میتونه باشه و اونم پیشگویی هستش چون اسنیپ کل پیشگویی رو شنیده و دامبلدور هم از این قضیه اطلاع داره برای همینه که همیشه به اسنیپ احترام میذاره حتی تا دم مرگ و اسنیپ هم کل پیشگویی رو به ولدمورت نگفته یعنی تا اون بخشی که فرزندی به دنیا میاد که روزی که ماه هفتم میمیره و از والدینی زاده شده که سه بار در برابر ولدمورت مقاومت کردن وعلت تمام مرموزی او به خاطر دونستن پیشگویی چیزی که دامبلدور همیشه سعی کرد از دست ولدمورت حفظش کنه ویک چیز دگه به نظر من اسنیپ از قضیه ی هورکرکس ها خبر داره چون دامبلدور اول سال اشاره به این کرد که به خاطر عمل به موقع اسنیپ که زنده است در صورتی که اسنیپ باید میفهمیده پادزهر اون چیه و سم از چی بهش منتقل شده و ضمنا اون با روش ها و افسون های ولدمورت آشنایی داره و با جادوی سیاه پس احتمالا باید از هورکراکس ها خبر داشته باشه چون دامبلدور در شب آخر باز هم گفت که فقط منو ببر پیش سوروس و یه چیز دیگه اسنیپ از قضیه رفتن اون شب دامبلدور با هری خبر داشته چون او میدونست که هری همیشه با دامبلدوره و شنل نامریی اش هم پیششه و همیشه به ذهن هری نفوظ می کرده و خشم هری رو احساس می کرده پس اونشب چطوری نفهمیده هری با دامبلدوره تازه دو تا جارو هم اونجا افتاده بوده و وقتی هم که فرار می کردن هیچ بلایی سر هری نیاورد در حالی که همیشه هری رو اذیت می کرده و فقط به به این دلیل که لرد سیاه گفته نمیزاره کسی دست به هری بزنه و از افسون کروشیو رهایی میدتش؟؟؟؟؟ و چرا میزاره یه سال کتاب معجون سازی قدیمیش دست هری باشه؟؟؟
و اما علت اینکه اسنیپ نویل رو همیشه مثل هری اذیت می کرده اینه که می دونسته پیشگویی در مورد اون صدق می کنه برای همین اینکارا رو سر اون درمیاورده!!!!!!!!!
ولی همیشه دورادور مواظب اون دو تا بوده حتی با اینکه بر خلاف میلش بوده چون (باز اینجا من عقیده دارم که) علت شکنجه کردن آلیس و فرانک لانگباتم این بوده که ولدمرت دستور اون کار داده چون فکر می کرده نویل هم واسه اون خطرناک بوده که به اون چندتا مرگخوار دستور میده که بفهمن نویل کجاس که منتها اونارو میگیرن وممکن بود که بخواهند هم نویل و هم هری رو بکشن و صد در صد دامبلدور واسه نویل نگهبان هایی رو هم گذاشته و گرنه دامبلدور بی دلیل به این نکته پیشگویی که شواهد در مورد نویل هم صدق می کنه اشاره نمی کرد
چون ولدمورت نکته ی اساسی رو نمیدونه که اون حریفش رو با یه نشون برابر خودش می کنه پس جون نویل هم همیشه در خطره........

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 16:0  توسط شادی | 
اونا مشهورترين نوجوانان دنيا هستند
اونا مشهورترين نوجوانان دنيا هستند. ميليونها سينمارو مشتاقانه ماجراهاي دنيل رادکليف(16 ساله) روپرت گرينت(17ساله) و اما واتسون(15 ساله) را دنبال ميکنند. اما اونا در اوقات فراغتشون چيکار ميکنند؟ مجله BRAVO طي يک ملاقات خصوصي در لندن سوالاتي از اين سه نوجوان پرسيده که با هم ميخونيم:

BRAVO : دنيل، در نقش هري پاتر براي اولين بار عاشق شدي... هنوزم وقت ملاقات با دخترها خجالت ميکشي و دستپاچه ميشي؟ (منظور به هريه خجالتيه توي فيلم و حال حاضره دنيل هستش)
دنيل: فراموش نکنين که دنيل در اون فيلم 14 ساله بود. من الآن 16 سالمه. در حال حاضر در مورد درست رفتار کردن با يه دختر به خودم مطمئن نيستم. ولي فکر کنم همه ي مردها يه همچين مسيري رو طي ميکنن. يه جور احساس خنده دار و مضحک...

BRAVO : ولي ديگه اين زمان تموم شده, يا...
دنيل: خوب، من يه کمي خونسردتر شدم. خودداري من از صحبت کردن و نزديک شدن به دخترها يه خرده کمتر شده. قبلاً (منظور به تازگي) از دو سه تا دختر پرسيدم که دلشون ميخواد با من به بيرون بيان يا نه.*

BRAVO :در مورد تو چي روپرت؟
روپرت: در حال حاضر مهمترين چيز واسه ي من گواهينامه ي رانندگيمه. من عاشق نشستن در Opel Corsa خودمم. پيشرفتم تا الآن تقريباً خوب بوده. البته دو سه بار توي چند موقعيت خطرناک قرار گرفتم. ديگه نمي تونم تا وقتي که قراره با يه ماشين آمريکايي توي لندن گشت بزنم صبر کنم. بعد از اين اتفاق ميتونيم با هم درباره ي دخترا حرف بزنيم.(خنده)

BRAVO : چه چيزي در يه دختر ميتونه برات جذاب باشه و تو رو علاقه مند کنه؟
روپرت: نميدونم. چيزهاي مثل خوش مشربي و شوخ بودن. طرف بايد خيلي بامزه باشه و بايد يه ... بزرگ داشته باشه(خنده)** منظورم اينه که اگه خوش هيکل باشه...

BRAVO : اما، تو تنها دختر در گروه سه نفره ي هري پاتر هستي. پسرها هنوزم مثل همون اولا با ادب هستن؟
اما: از يه نظر ديگه منظورتون اينه که روپرت مرتب چشمش به سينه هاي منه؟***(خنده) {روپرت سرخ ميشه و با خجالت به زمين نگاه ميکنه} روپرت، اين فقط يه شوخي بود. ما چندين ساله که مثل يه خانواده هستيم. ما بيشتر وقتها با هميم و صميمي ترين دوستاي همديگه به حساب ميايم. از طرف ديگه از فيلم اول تا الآن هيچ چيز تغيير نکرده بجز اينکه ما به چشم يه همراه به هم نگاه نميکنيم بيشتر به همکارهايي شبيه هستيم که دوستيه عميقي بينشون وجود داره.

BRAVO : تو هم وقتي ميخواي به پسرها نزديک بشي خجالت ميکشي و دستپاچه ميشي؟
اما: در سن و سال من، موقع ارتباط برقرار کردن با پسرها خجالت و دستپاچگي يه امر عاديه وخيلي پيش مياد. ودر اين جور رابطه ها... نميدونم چطور بگم... اينکه يه نفر آدم رو بازي بده خيلي زشت و غيرقابل فهمه. فکر کنم من خوش شانسم چون کسي هست که در اين مورد بهم کمک کنه.

BRAVO : اون مرد خوشبخت کيه؟
اما: از خوشبخت بودنش اطلاعي ندارم!(خنده) منظورم کارگردان قبليمون مايک نيوئل بود. اون همه ي بازگرا رو يه جا جمع کرد و در مورد فيلمبرداريه صحنه ي هاي رمانتيک و عشقي ازمون نظر خواست. خيلي ترسيده بودم. احساس ميکردم خيلي تحقير شدم ولي بعد ديدم که همه براي گرفتن اين صحنه ها مجبورن خودشونو گول بزنن. حالا من از گول زدن خودم ديگه متاسف نيستم و در اين مورد هم ترسم ريخته!!!

BRAVO : دنيل، راسته که تو با پرنس ويليامز گلف بازي ميکني؟
دنيل: باور کن زندگيه من خيلي عادي ميگذره. من مطالعه ميکنم، ياد ميگيرم، گيتار ميزنم، و به خانواده و دوستانم متکي هستم. به غير از بازي با روپرت من با هيچکس ديگه گلف بازي نکردم و هرگز هم پرنس ويليامز رو ملاقات نکردم. شايد تو، روپرت؟

روپرت: درسته که من گلف بازي ميکنم ولي تا به حال هيچوقت موقع بازي پرنس ويليامز رو نديدم.

BRAVO : اما، تو وقتهايي که بيکاري رو چطوري ميگذروني؟
اما: من عاشق موسيقي هستم. و در حال حاضر از Destiny's Child خيلي خوشم مياد. به غير از اون. من عاشق تنيس هستم. بعضي وقتها که مامانم اجازه بده پامو تو آشپزخونه بذارم غذاهاي ايتاليايي مي پزم. عاشق مطالعه هم هستم.

BRAVO : دنيل، شما معروفترين فرد 16 ساله ي دنيا هستي. مي توني آزادانه تو خيابون قدم بزني؟
دنيل: مشکلي نيست. منظورم اينه که من عينک معروف هري پاتر رو تو خيابون نمي زنم. جدا از اون من موهامو کوتاه کردم و راستش بخاطر اين کار يه خرده پشيمونم چون مرتباً گوشام يخ ميزنه!!

BRAVO : روپرت، هري پاتر تا چه اندازه زندگي تو رو تغيير داد؟
روپرت: من ميدونم تو زندگي ميخوام چکار کنم(هدفمو ميدونم). البته وقتي کوچيک بودم دلم ميخواست راننده ي کاميون بارهاي بستني بشم.(خنده) بديهيه که روي اين تصميم تجديدنظر کردم!

BRAVO : دنيل، بزودي 16 سالت تموم ميشه. متاسف نيستي که بزودي ديگه نميتوني ديوونه بازيهاي يک نووجون رو در بياري و شيطوني کني؟
دنيل: منظورت اينه که من دوست دارم خودمو سوراخ سوراخ کنم؟ (فکر کنم منظورش سواخ کردن صورت براي حلقه و نگين و اين چيزا باشه چون خودش واضحاً نگفته) نه، فکر کنم اين کارا ماله کسائيه که با شکم پر از آبجو موتورسواري ميکنند نه من! و يا تاتو و خالکوبي روي صورت؟ من واقعاً به اين کارا احتياجي ندارم. من عاشق موزيک هستم. اما هيچوت موزيکهاي سنگيني مثل Slipknot و Limp Bizkit مورد علاقه ي من نبودن. فکر نکنم هرگز در اين موارد غفلت کنم و خودمو فراموش کنم.

BRAVO : پس، در حال حاضر و با اين نوع زندگي احساس خوشبختي ميکني؟
دنيل: حقيقتاً آره. فقط بعضي وقتها، خيلي خوابهاي بد ميبينم. مثلاً خواب ميبينم که دارم ميميرم يا داره اتفاقات واقعاً بدي برام پيش مياد.... اما من به خودم ميگم که اين کابوسها فقط نشانه اي هستن بر اين که من قدر خوشبختيمو در زندگي واقعي بدونم.

توضيحات:
* در انگليسي جمله ي go out و يا همون Date رفتن به معني بيرون رفتن ساده نيست و معناش يه قرار ملاقات عاشقانه ست. يعني اگر يه زن و مرد فقط همکار باشن و برن بيرون از اين جمله استفاده نميشه و فقط کساني از اين کلمه استفاده ميکنن که منظورشون snoging که يه کلمه ي informal و عاميانه ست که به فارسي درست نميشه معنيش کرد و توي هيچ ديکشنري اي پيدا نميشه-يا لااقل من پيدا نکردم- ولي معني انگليسيش بوسيدن و نوازش کردن و در بغل گرفتن همديگه و بطور کلي معاشقه به مدت طولاني هستش که خانوم رولينگ به وفور از اين کلمه در کتابهاشون استفاده کردن مثلاً در روابط چو و هري، رون و لاوندر، هرميون و کرام، جيني و دين و... مثلاً در کتاب ششم وقتي رون و جيني دعواشون ميشه جيني اين کلمه رو در مورد کسايي که اسمشون وسط دعوا مياد ميگه و هري هم يکبار در مورد رون و لاوندر اين کلمه رو بکار مي بره.

** اين نقطه چين آخره جمله ي انگليسي ميوفته و منظور اينه که روپرت حرفشو کامل نزده و منم چون نميدونستم چي منظورش بوده جاشو نقطه چين گذاشتم، لطفاً بد برداشت نکنيد!!!

*** اينجا اما از کلمه ي chest استفاده کرده, البته مطمئناً همه منظورشو کاملاً مي فهمن!!!

~ دوستاي عزيز اين مصاحبه بصورت دو تا اسکن مجله بود که متاسفانه من باقيه مصاحبه رو گم کردم و اون سايتي هم که اينو ازش گرفتم فعلاً تعطيله. لطفاً اگر کسي اون عکس رو داره برام بفرسته تا باقيشو ترجمه کنم. فکر کنم اصل متن به زبان آلماني يا فرانسه باشه که اگر اون هم باشه خوبه. متشکرم
~~ همین الآن این مصاحبه رو تو سایت جادوگران هم پابلیش کردم که نمیدونم مورد تائید قرار میگیره یانه ولی شما همینجا میتونید بخونید.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 15:56  توسط شادی | 


www.irLearn.com

منبع كدهاي جاوااسكريپت
منبع كدهاي جاوااسكريپت

 

 

 

 

 

 

 

explorer blog